Software Architecture Review

نویسنده: محمدجواد صادقیان

1_ زیرساخت به عنوان کد - Infrastructure as Code (IaC):

زیرساخت به عنوان کد - Infrastructure as Code (IaC)

به طور سنتی راه اندازی محیط های زیرساختی مانند سیستم عامل، اتصال به پایگاه داده و تعریف فضای ذخیره سازی به صورت دستی انجام میشده است. اینکار باعث هدر رفت زمان، مستعد خطا شدن و ناسازگاری بین محیط ها میشود. با IaC توسعه دهندگان میتوانند وضعیت مطلوب محیط را در قالب فایل های متنی مانند JSON تعریف کنند. این فایل ها مشابه کد منبع قابل نسخه بندی، بررسی و بازگردانی هستند، پس در صورت بروز یک مشکل زیرساختی به راحتی میتوان به نسخه قبلی بازگشت. در حقیقت IaC یعنی خودکار سازی کامل فرآیندهای زیرساختی.
در DevOps که تمرکز بر یکپارچگی بین تیم های توسعه و عملیات دارد، IaCبخش فرآیندهای CI/CD محسوب میشود. یعنی هنگامی که برنامه ای در حال انتشار است، تغییرات مربوط به زیرساخت به طور همزمان و خودکار اعمال میشود. که این عمل باعث میشود چرخه های انتشار سریع تر، قابل پیش بینی تر و با خطای کمتر انجام شود.
در مجموع، زیرساخت به عنوان کد، پلی میان توسعه و عملیات محسوب میشود که علاوه بر حذف فرآیندهای تکراری و مستعد خطا، امکان نقیاس پذیری، پایداری و کنترل نسخه را فراهم میکند.
پی نوشت:
CI: ارسال منظم کد به یک مخزن مرکزی و تست و بررسی خودکار توسط برنامه نویس ها.
CD: بعد از تست موفق، نرم افزار به طور خودکار بر روی محیط آزمایشی یا محیط اجرا مستقر میشود.

منبع
منبع
منبع



2_ API Gateway & Service Mesh:

API Gateway & Service Mesh

در معماری های مدرن میکروسرویس، دو فناوری کلیدی برای مدیریت ارتباطات و امنیت سیستم ها استفاده میشود شامل API Gateway و Service Mesh میباشد. این دو مکمل همدیگر هستند و هرکدام نقش خاص خود را دارد.
مورد اول یعنی API Gateway یک نقطه ورود مرکزی برای تمام درخواست های APIای میباشد که از سمت کاربر(اپلکیشن موبایل، وب اپلکیشن یا سرویس های خارجی) به سیستم وارد میشود. این فناوری در لبه شبکه قرار میگیرد و وظیفه مسیردهی هوشمند درخواست ها به سرویس مناسب، احراز هویت برای کنترل دسترسی، مدیریت بار و ترافیک همچنین مانیتورینگ و کشف APIها برای شفاف سازی و مدیریت بهتر.
اما فناوری دوم (Service Mesh) یک لایه ارتباطی غیرمتمرکز میباشد که ارتباطات بین میکروسرویس ها درون معماری سیستم را مدیریت میکند. این ابزار برای سیستم های با معماری گسترده و پیچیده ضروری است. این فناوری وظیفه کشف خودکار سرویس ها و برقراری ارتباط بدون نیاز به پیکربندی دستی، رمزنگاری ارتباطات داخلی و احراز هویت سرویس به سرویس، مدیریت ترافیک و مانیتورینگ دقیق از تاخیرها، خطاها وسلامت سرویس ها.
استفاده ترکیبی از آنها توصیه میشود. ترکیب این دو فناوری ساختاری دولایه برای مدیریت ترافیک، امنیت، مقیاس پذیری و مانیتورینگ ایجاد میکند. این دو فناوری مکمل یکدیگر هستند.

منبع
منبع



3_ CQRS (Command Query Responsibility Segregation):

CQRS (Command Query Responsibility Segregation)

این اصطلاح مخفف Command Query Responsibility Segregation میباشد. یک الگوی طراحی که وظیفه مدیریت و تقسیم فرمان و پرس و جوها میان اجزای مختلف سیستم را دارد. در حقیقت هدف این الگو جداسازی مدل های خواندن و نوشتن داده ها میباشد.
الگوی Command Query Separation پایه ای برای CQRS است. این الگو میگوید عملیات هایی که داده ها را تغییر میدهند باید از آن هایی که داده ها را فقط میخوانند جدا شوند. اما CQRS این اصل را گسترش داده و میگوید طراحی کل سیستم به دو بخش جداگانه تقسیم شود. یعنی یک قسمت برای مدیریت فرمان ها(تغییر در وضعیت یک موجودیت یا داده مانند ایجاد، بروزرسانی و یا حذف) و یک قسمت برای مدیریت پرس و جوها (بازیابی اطلاعات از پایگاه داده بدون ایجاد تغییر در آن ها).
در این سیستم ها دو پایگاه داده جدا از هم برای عملیات های خواندن و نوشتن استفاده میشود. همگام سازی این دو پایگاه داده شامل مراحلی از قبیل: نوشتن داده ها در پایگاه داده فرمان، ایجاد رخداد موفقیت آمیز بعد از تغییرات در پایگاه داده فرمان، بروزرسانی پایگاه داده پرس و جو براساس رخدادهای دریافتی، همگام سازی نهایی دوره ای میباشد.
این الگو باعث عملکرد بالا، مقیاس پذیری بهتر و نگهداری آسان تر میشود. و معایبی مانند: پیچیدگی در پیاده سازی، پیچیدگی حفظ هماهنگی و انسجام میان عملیات های خواندن و نوشتن در سیستم های توزیع شده، نیاز به صف برای همگام سازی دقیق پایگاه های داده، نیاز به نظارت و نگهداری بیشتر و دقیق تر از دو پایگاه داده مجزا.

منبع



4_ Event-Driven Architecture یا معماری مبتنی بر رویداد (EDA):

Event-Driven Architecture یا معماری مبتنی بر رویداد (EDA)

این معماری یک رویکرد نوین و مدرن میباشد که در آن سرویس ها رویدادها را منتشر، مصرف یا مسیریابی میکنند. در این معماری هر رویداد نشان دهنده یک تغییر وضعیت یا یک بروزرسانی است. در این معماری، سرویس ها به طور مستقیم به یکدیگر متصل نیستند، بلکه از طریق یک Router یا واسطه(مثل message broker یا event bus) با یکدیگر ارتباط میگیرند. به این صورت که یک سرویس یک رویداد را ایجاد کرده و در قابل یک فایل(مانند JSON) به واسطه مرکزی ارسال میکند. این رویداد میتواند آغازگر فعالیت های دیگری باشد. میتواند باعث ایجاد تغییراتی در پایگاه داده باشد(ایجاد، حذف، بروزرسانی یا خواندن)، مانند افزودن یک کالا به سبد خرید در یک سامانه(یا سایت) فروشگاهی. سرویس های دیگر به رویدادها گوش میدهند. اگر یک سرویس، نوع آن رویداد را subscribe کرده باشد، پیام را دریافت و عملیات موردنیاز را انجام میدهد.
این معماری مزایایی دارد؛ مانند: افزایش چابکی، مقیاس پذیری و تحمل خطا، پردازش بلادرنگ، کاهش پیچیدگی، کاهی هزینه، ساده سازی توسعه و تغییرپذیری سرویس ها بدون آسیب به سرویس های دیگر.
البته این معماری چالش هایی هم دارد؛ مانند: تاخیر در ارسال و دریافت پیام ها(مناسب سیستم های بورسی یا ربات های صنعتی نمیباشد)، بازگشت مقدار به فراخوان در این سیستم ها پیچیدگی خود را دارد(برای مثال یک سرویس پیغام را میفرستد و باید منتظر پاسخ از سرویس دیگر باشد، درحالی که به طور معمول بعد از ارسال پیام، سرویس به کار خود ادامه میدهد.)، هماهنگی و Orchestration (اگر انجام یک کار نیاز به هماهنگی باشد، نیاز به یک Orchestration داریم تا به ترتیب اجرای کارها نظارت داشته باشد).

منبع



5_ معماری بدون سرور (Serverless Architecture):

 معماری بدون سرور (Serverless Architecture)

معماری بدون سرور یک مدل رایانش ابری است که توسعه دهندگان را از دغدغه های مربوط به مدیریت زیرساخت، مانند تخصیص منابع، مقیاس گذاری و نگهداری سرور بی نیاز میکند. در این مدل، کد در قالب توابع بی وضعیت(بدون نگهداری وضعیت قبلی) و به صورت رویداد محور توسط ارائه دهنده ابری اجرا میشود. پس توسعه دهنده فقط کد مینویسد و همه چیز دیگر را پلتفرم ابری مدیریت میکند.
برای توسعه به روش بدون سرور مراحلی از جمله: انتخاب پلتفرم مناسب با توجه به زبان برنامه نویسی، هزینه و قابلیت اتصال(مانند AWS Lambda، Azure Functions،Google Cloud Functions وOracle Cloud Functions)، طراحی تابع به صورت بی وضعیت و رویداد محور، استفاده از ابزارهایی مانندServerless Framework برای توسعه و استقرار، ساخت توابع کوچک که سرویس های دیگر برای ذخیره سازی و احراز هویت و ارتباط استفاده میکنند، استقرار خودکار با CI/CD.
مزایا: مقیاس پذیری خودکار، پرداخت هزینه براساس استفاده، افزایش بهره وری توسعه دهنده با تمرکز بیشتر بر کدنویسی، سرعت توسعه بالا و مناسب برای معماری میکروسرویس.
چالش ها: تاخیر هنگام اجرای اولین درخواست، محدودیت های اجرایی(مانند حافظه، زمان اجرا و زبان)، نیاز به استفاده از منابع خارجی برای ذخیره وضعیت، اشکال زدایی دشوار و نیاز به ابزارهای تخصصی مانیتورینگ و مسائل امنیتی از قبیل کنترل دقیق دسترسی و مدیریت رمزها.
این معماری برای چت بات ها، پردازش بلادرنگ داده ها، بک اند موبایل/وب و اجرای تسک های زمان بندی شده بسیار مناسب است.

منبع
منبع



6_ رویکرد API-First:

رویکرد API-First

برخلاف شیوه سنتی که ابتدا اپلکیشن ساخته میشود سپس API طراحی میگردد، در این رویکرد APIها در مرکز فرآیند توسعه نرم افزار است. به این صورت که ابتدا API به عنوان قرارداد اصلی طراحی شده و بعد از آن سایر اجزای نرم افزار حول آن توسعه می یابند. با افزایش دستگاه ها(موبایل، دسکتاپ، تبلت و...) و وابستگی به خدمات دیجیتال، APIها ستون فقرات تعامل بین سیستم ها شده اند. API-First کمک میکند تا تجربه کاربری در همه این دستگاه ها سازگار و پایدار باشد.

برای موفقیت در این مدل، مراحل زیر توصیه میشود:
• ایده پردازی و شناسایی خدمات کلیدی و نیازهای APIها.
• مشارکت ذینفعان برای تعیین انتظارات و ساختار API پیش از کدنویسی.
• طراحی قرارداد API، شامل ورودی/خروجی، نسخه بندی و خطاها.
• ایجاد Style Guide برای اطمینان از یکنواختی طراحی در تیم ها.
• بررسی و اعتبارسنجی کییفیت APIها، جلوگیری از افزونگی و تضمین امنیت.
• خودکارسازی فرآیندها از قبیل: تولید مستندات، تست، شبیه سازی و مدیریت نسخه ها.
• مستندسازی کامل و ایجاد پورتال توسعه دهندگان داخلی برای دسترسی سریع تر.

مزایای API-First:
توسعه سریع و موازی تیم ها، سرعت بیشتر در عرضه محصول، نرم افزار باکیفیت تر، افزایش انعطاف و قابلیت استفاده مجدد، کاهش هزینه و ریسک و امنیت بیشتر.
از چالش های آن میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
پیچیدگی در طراحی اولیه، هماهنگی بین ذینفعان مختلف، نیاز به ابزارها و فرآیندهای جدید، حفظ سازگاری.

منبع
منبع



7_ طراحی دامنه محور (Domain-Driven Design – DDD):

طراحی دامنه محور (Domain-Driven Design – DDD)

این طراحی، رویکردی برای توسعه نرم افزار است که تمرکز اصلی آن بر درک دقیق دامنه کسب و کار و مدل سازی آن در معماری و کد سیستم است. دامنه حوزه ی مسئله ای است نرم افزار قرار است آن را حل کند. مانند سفارش مشتری، رزرو سفر یا... . درنتیجه طراحی دامنه محور یعنی معماری سیستم باید از ویژگی های دامنه تبعیت کند، نه فقط ملاحظات فنی. در حقیقت به وسیله این رویکرد توسعه دهندگان با متخصصان دامنه همکاری کرده، و از طریق یک زبان مشترک و مدل سازی دقیق، ساختار نرم افزار را براساس مفاهیم کلیدی دامنه شکل میدهند. برای مثال این رویکرد را میتوان با رویکرد معماری میکروسرویس ترکیب کرده و هر بخش از دامنه را یک سرویس جدا درنظر گرفت.
ایده اصلی این رویکرد میگوید که قبل از اینکه حتی یک خط کد نوشته شود، تیم توسعه باید کاملا زبان و مفاهیم آن را یاد بگیرد و بعد این دانش را به ساختار نرم افزار ترجمه کند. با این روش، برنامه نویس ها و متخصصان کسب و کار، میتوانند بهتر با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و درنهایت نرم افزار خروجی، دقیقا نیازهای کسب‌وکار را برآورده خواهد کرد.
مزایای این طراحی: درک عمیق تر از نیازهای کسب و کار، طراحی منعطف و قابل تطبیق با تغییرات، همکاری بهتر بین تیم فنی و کسب و کار، افزایش کیفیت، تست پذیری و ماژولار بودن کد.
چالش های آن: پیچیدگی مدل سازی در دامنه های بزرگ، نیاز به هماهنگی مداوم بین تیم ها، نیاز به تغییر فرهنگگ تیم ها از توسعه سریع به توسعه دامنه محور و ادغام دشوار با سیستم های قدیمی.
از این طراحی میتوان در صنایع پیچیده مانند بانکداری، بیمه، فروشگاه های آنلاین، پزشکی و حمل و نقل استفاده کرد.

منبع
منبع



8_ معماری شش ضلعی (پورت و آداپتور):

Hexagonal-Architectur

معماری شش ضلعی یا معماری پورت آداپتور، الگویی است که هدف آن جداسازی منطق کسب و کار از زیر ساخت های فنی و وابستگی های خارجی مانند پایگاه داده، UI یا APIها است. این کار به وسیله قرار دادن منطق دامنه در مرکز سیستم و اتصال آن به دنیای بیرون از طریق پورت ها و آداپتورها صورت میپذیرد که انعطاف پذیری و تست پذیری را افزایش میدهد. اجزای کلیدی این معماری: هسته دامنه(شامل قوانین و منطق کسب و کار)، پورت ها(برای تعامل واقعی با تکنولوژی ها)، Application Services(هماهنگ کننده بین پورت ها و منطق دامنه)، مخزن، لایه انتقال(مدیریت انتقال داده ها مانند(HTTP/WebSocket) و سیستم های خارجی مانند پایگاه های داده یا سرویس های پیام رسان.
این معماری در سیستم هایی کاربرد دارد که برای مثال: سیستم هایی با چند ورودی/خروجی(وب، موبایل و...)، معماری میکروسرویس و سیستم های رویداد محمو، توسعه نرم افزار با رویکرد تست محور(TDD) و... .
مزایای این معماری: جداسازی کامل منطق دامنه از زیرساخت، امکان تست ایزوله دامنه، توسعه پذیری با افزودن یا تغییر آداپتورها بدون لطمه به هسته، قابلیت توسعه موازی تیم ها و نگهداری آسان تر در بلند مدت.
چالش ها: پیچیدگی اولیه در طراحی و کدنویسی، بار نگهداری بیشتر در سیستم های ساده، نیاز به درک معماری پیشرفته و احتمال تاخیر به دلیل وجود لایه های بیشتر.
برای نمونه واقعی از این معماری میتوان به: PayPal، Netflix و WordPress اشاره کرد.

منبع
منبع



9_ الگوی منبع رویداد (Event Sourcing):

الگوی منبع رویداد (Event Sourcing)

در این الگو، به جای ذخیره فقط وضعیت نهایی داده ها، تمام رویدادهای رخ داده بر یک شی در یک مخزن فقط افزودنی ذخیره میشود. این مخزن میتواند برای بازسازی وضعیت فعلی موجودیت ها استفاده شود و به عنوان مرجع اصلی داده ها عمل میکند.
مزایای این الگو: عملیات فقط افزودنی و بدون نیاز به قفل باعث کاهش رقابت بر سر منابع و درنهایت افزایش عملکرد میشود؛ تمامی رویدادها ثبت میشوند و امکان بازگشت پذیری و پیگیری دقیق تغییرات وجود دارد؛ این الگو امکان ایجاد ویوهای مختلف و جدا از مدل نوشتاری را فراهم میکند پس از CQRS پشتیبانی میکند؛ جداسازی تولید و مصرف رویدادها موجب تسهیل تست واحد و توسعه تدریجی میشود؛ و برای سیستم های با بار بالا و نیازمند مقیاس پذیری مناسب است.
چالش های این الگو: اطلاعات ویوها با تاخیر بروز میشوند؛ نسخه بندی و ترتیب رویدادها در سیستم های توزیع شده چالش برانگیز است؛ عدم وجود زبان پرس و جوی استاندارد برای کوئری مستقیم روی داده ها.

منبع
منبع
منبع



10_ توسعه کم کد (Low-code) و بدون کد (No-code):

توسعه کم کد (Low-code) و بدون کد (No-code)

توسعه کم کد روشی جایگزین برای توسعه سنتی نرم افزار است که امکان ساخت سریع و آسان اپلکیشن ها را برای توسعه دهندگان حرفه ای و حتی افراد غیرمتخصص فراهم میکند. در این پلتفرم ها کاربران با استفاده از رابط های بصری مانند کشیدن و رها کردن، اپلکیشن طراحی میکنند. برخی دانش های برنامه نویسی میتواند کمک کننده باشد و شاید گاهی نیاز به استفاده از آن باشد، اما در کل نیازی به مهارت های عمیق نیست. از مزایای آن میتوان به صرفه جویی در زمان، افزایش بهره وری، کاهش هزینه، انعطاف پذیری بالا و شتاب در تحول دیجیتال اشاره کرد.
در توسعه بدون کد که سطح بالاتری از سادگی را ارائه میدهد، کاربران حتی بدون داشتن هیچگونه دانش برنامه نویسی میتوانند اپلکیشن بسازند که با زیرساخت سازمانی هماهنگ باشد. از مزایای آن میتوان به: ایجاد سریع اپلکیشن، افزایش بهره وری، ساده سازی فرآیند تغییرات و طراحی، مناسب برای کسب و کارهای کوچک برای رقابت در بازار اشاره کرد. همچنین: قالب های محدود و عدم انعطاف پذیری بالا، نگرانی های امنیتی و احتمال طراحی ضعیف در تجربه کاربری توسط افراد غیرمتخصص از محدودیت های این رویکرد میباشد. در این روش نیازی به آشنایی با مهارت های برنامه نویسی نیست.

منبع



11_ سیستم مدیریت فرآیند کسب و کار (BPMS):

این سیستم به ما اجازه میدهد که فرآیندهایی را برای بهبود دقت، کاهش هزینه ها، ارتقاء خدمات مشتری و بهبود ارتباط میان کارکنان، خودکار و پیاده سازی کنیم. همچنین به کاهش خطاها و بهبود همکاری میان بخش های مختلف کمک میکند.
هر کسب و کاری برای پیشبرد اهداف خود نیازمند برنامه و نقشه هایی همراه با فرآیندهای از پیش تعریف شده است. برای اجرا و مدیریت دقیق این فرآیندها، استفاده از سیستم مدیریت فرآیندهای کسب و کار ضروریست. این سیستم ها در واحدهای مختلفی مانند: منابع انسانی، امور مالی و فروش کاربرد دارند.
برای مثال در واحد منابع انسانی فرآیندهای مختلفی مانند کنترل ورود و خروج کارکنان، فرآیند استخدام یا فرآیند ترخیص کارکنان وجود دارد که این سیستم ها با خودکارسازی این فرآیندها میتوانند آن ها را آسان تر کنند.
بهره برداری از این سیستم ها مزایایی دارد ازجمله: افزایش بهره وری و کارایی، کاهش هزینه ها و بهبود سودآوری، خودکارسازی وظایف تکراری برای تسهیل در کار تیم ها و شناسایی گلوگاه ها و بهبود فرآیندها.

منبع



12_ صف پیام (Message Queue (such as Kafka and RabbitMQ):

صف پیام (Message Queue (such as Kafka and RabbitMQ)

مکانیزمی برای ارتباط غیر همزمان بین اجزای یک سیستم نرم افزاری که نقش مهمی در مقیاس پذیری، تحمل خطا و کاهش وابستگی بین سرویس ها دارد. در این مدل، تولید کننده، پیام را ایجاد و به صف پیام ارسال میکند، سپس مصرف کننده پیام ها را با سرعت خود دریافت میکند. این فرآیندها مستقل از هم انجام میشوند. و یک Broker(such as Kafka and RabbitMQ) که واسطه بین تولید کننده و مصرف کننده میباشد که عملیاتی مانند مسیریابی و فیلتر را انجام میدهد. این پیام ها میتوانند Point-to-Point(دریافت توسط یک مصرف کننده) یا Publish-Subscribe(دریافت توسط چند مصرف کننده) باشند.
مزایای آن: ارتباط غیرهمزمان بین سرویس ها، مقیاس پذیری از طریق پارتیشن بندی و توزیع بار،مناسب برای سناریوهایی مانند ثبت سفارش یا پردازش پرداخت.

منبع
منبع



13_ Container orchestration (such as Kubernetes):

Container orchestration (such as Kubernetes)

وقتی سیستم نرم افزاری بزرگی ساخته میشود، آن را به قسمت های مختلفی مانند ثبت نام، نمایش اطلاعات و... تقسیم میکنند. که هرکدام از این قسمت ها به طور مستقل در یک کانتینر قرار میگیرد. کانتینر مثل یک جعبه است که برنامه و هرآنچه که برای اجرا نیاز دارد داخل آن است.
وقتی تعداد کانتینرها بیشت از اندازه زیاد میشود(صدها یا هزاران کانتینر) باید عاملی باشد که آن ها را مدیریت کند(چه زمانی یا کجا اجرا شوند، راه اندازی مجدد در صورت بروز خطا، ترتیب اجرا و...). به این اعمال Container orchestration میگوییم.
Kubernetes معروف ترین ابزار برای اینکار میباشد که همه این کانتینرها را مدیریت میکند.
این عامل باعث اجرای سریع تر، امن تر و راحت تر برنامه ها حتی در مقیاس بزرگ میشود.

منبع
منبع



14_ Multi-Tenancy Architecture:

single tenant vs multi tenant

Architecture یا معماری چند مستاجره یک روش طراحی نرم افزار است که به چند گروه از کاربران که به آنها مستاجر یا tenant گفته میشود اجازه میدهد که به یک نسخه از یک برنامه دسترسی داشته باشند، درحالی که داده ها و تنظیمات هر مستاجر جداگانه باقی می ماند. این معماری بیشتر در نرم افزارهای تحت وب و خدمات ابری دیده میشود. چون به شرکت ها کمک میکند نرم افزار را ارزان تر، سریع تر و آسان تر برای تعداد زیادی کاربر ارائه دهند. در حقیقت در این معماری، نرم افزار منابع را به اشتراک میگذارد.
مزایای این معماری شامل: مقیاس پذیری بالا، کاهش هزینه به دلیل استفاده مشترک از منابع، مدیریت ساده تر، امکان سفارشی سازی برای هر مشتری میشود.
اما معایبی هم دارد؛ مانند: مشکلات امنیتی به دلیل استفاده مشترک از منابع، نیاز به دانش فنی بالاتر در طراحی ایزوله سازی داده ها و در صورت بروز خطا و مشکل همه مستاجرها تحت تاثیر قرار میگیرند.
به طور کلی این معماری برای نرم افزارهای ابری مقیاس پذیر، ارزان و کارآمد بسیار مناسب است.

منبع



15_ Enterprise Integration Patterns:

الگوهای یکپارچه سازی سازمانی، مجموعه ای از مفاهیم و شیوه ها هستند که نحوه پیکربندی بهترین روش های اتصال میان سیستم ها، برنامه ها یا داده ها را مشخص میکنند. این الگو به معماران سازمانی کمک میکند در شرایطی که سیستم ها و فرآیندهای زیادی با هم مرتبطند، بهترین تصمیم ها را برای طراحی اتصال بین آن ها بگیرند.
سناریوهای متداول در EIP: مهاجرت داده(انتقال داده از یک سیستم به یک سیستم دیگر)، همگام سازی داده میان سیستم ها(پیچیدگی زمانی است که مدل های داده ای متفاوت باشند)، تجمیع داده(جمع آوری از منابع مختلف)، پخش داده(ارسال همزمان از یک منبع به چند منبع).
انواع الگوهای یکپارچه سازی وجود دارد، مانند: نقطه به نقطه(اتصال مستقیم سیستم ها)، هاب و اسپوک(به وسیله یک هاب)، انتشار/اشتراک(به وسیله بروکر)، مبتنی بر سرویس(API).
مزایای آن: استاندارسازی در انتقال پیام، تغییر ساختار داده، مدیریت خطا، کاهش زمان و هزینه توسعه یکپارچه سازی، افزایش پایداری و مقیاس پذیری معماری، ایجاد زبان مشترک بین تیم های توسعه و یکپارچه سازی.

منبع

دیدگاه‌ها

نظرات کاربران